در تبریز، نان دولتی هست؛ اما نه برای همه. صف‌های طولانی، سهمیه‌های تمام‌شده و تخلفات پنهان، نشانه‌هایی‌ست از سامانه‌ای که عدالت را وعده داد اما در عمل صف سنگین را تقدیم مردم کرد.

توران | سیدهادی شاطرموسوی: نان، روزگاری نشانه برکت بود، حالا اما در تبریز به نمادی از نابرابری و بی‌تدبیری بدل شده. نانوایی‌های دولتی معمولاً از حوالی ساعت ۶ صبح نان را به فروش می‌گذارند، اما دیده شده برخی از آن‌ها حتی از ۵ صبح پخت را آغاز می‌کنند. با این‌ حال، درهایی که برای مغازه‌داران زود باز می‌شود، برای مردم عادی تا ۶ بسته است. همین‌که ساعت به ۶ می‌رسد، صف‌ها شکل می‌گیرد، اما بسیاری از مردم، نه نان گیرشان می‌آید، نه صبحانه. وقتی نان باید با انتظار همراه باشد، دیگر اسمش رزق نیست؛ سهمیه‌ای‌ست که گاهی حتی سهم سفره هم نمی‌شود.

نان دولتی؛ مهارت بقا یا حق شهروندی؟

وقتی آرد یارانه‌ای، در عمل تبدیل به امتیاز خاص یک صنف می‌شود، دیگر نباید توقع داشت که عدالت در سفره مردم دیده شود. حالا کار به جایی رسیده که خرید نان ارزان، خودش یک مهارت شده؛ مهارتی برای کنار آمدن با صف، پیدا کردن نانوای خوش‌انصاف، یا حتی دانستن زمان دقیق باز شدن درب نانوایی. این یعنی شأن مردم، پایین‌تر از آردی شده که قرار بود حق آن‌ها باشد.

نان کنجدی؛ اجبار خوشمزه با طعم بی‌عدالتی

این بی‌عدالتی در نان‌های بربری و برخی نان‌های روغنی بیشتر دیده می‌شود. نانوایان هنگام پخت، روی بیشتر نان‌ها کنجد می‌ریزند، طوری‌که نان ساده به‌ندرت از تنور بیرون می‌آید. نتیجه؟ مردم صف‌نشین یا باید تن به خرید نان کنجدی بدهند که قیمتش به‌اندازه یک نان اضافه است، یا منتظر بمانند تا نوبت به تنور بعدی و نان ساده برسد. این یعنی آزادی انتخاب هم از مردم گرفته شده، در دل همان صفی که اسمش را گذاشته‌اند «یارانه».

اصلاحاتی که باید اصلاح شوند

قرار بود سامانه‌های هوشمند و مدل جدید توزیع آرد، بساط بی‌نظمی را جمع کنند و نان را دقیق‌تر، عادلانه‌تر و بی‌واسطه‌تر به مردم برسانند؛ اما حالا خود این طرح‌ها به نظمی تازه برای ادامه بی‌عدالتی تبدیل شده‌اند. آن‌چه دیده‌ایم، بیشتر شبیه تنظیمات سطحی بوده تا اصلاحات ریشه‌ای. ساختار فعلی، فقط کمی جابه‌جا شده، بدون آن‌که چابک، شفاف و پاسخگو شود. اگر قرار است عدالت در نان معنا پیدا کند، دیگر وقت آن رسیده که این ساختار نه با مُسکن، که با جراحی اصلاح شود—وگرنه همین وضع نیمه‌جان، سال‌ها به حیات خود ادامه خواهد داد، بی‌آن‌که گرهی از سفره مردم باز کند.

جوانان در صف گرانی، بازنشستگان در صف نان

صف نان دولتی، خودش نشانه‌ای‌ست از شکاف در عدالت توزیعی؛ چون عموماً فقط کسانی در این صف‌ها دیده می‌شوند که وقت‌شان آزاد است: بازنشستگان، بیکاران، یا زنان خانه‌دار. جوانی که صبح باید سر کار برود، وقت ایستادن یک ساعته در صف نان را ندارد. و این یعنی در عمل، جوانی که باید آینده‌اش را بسازد، سهم بیشتری از جیبش باید خرج نان کند. اگر ناچار شود همیشه از نان آزادپز استفاده کند، این هزینه در ماه به رقم قابل‌توجهی می‌رسد؛ رقمی که می‌توانست صرف اجاره خانه، قسط وام یا حتی صرفه‌جویی برای ازدواج شود.

یارانه مستقیم، نه آرد یارانه‌ای

حالا که این حجم از بی‌نظمی، نارضایتی و فشار معیشتی در نظام نان به چشم می‌خورد، دولت باید فکری اساسی کند. راه‌حل شاید در الگوی کالابرگ باشد؛ یارانه نان مستقیم به مردم واریز شود، اما فقط به‌صورت اعتباری که در نانوایی‌ها و فقط برای خرید نان قابل استفاده باشد؛ نه قابل برداشت نقدی، نه قابل تبدیل به کالاهای دیگر. و مهم‌تر از همه، اگر کسی — نانوا یا مصرف‌کننده — بخواهد این سیستم را دور بزند، با جریمه‌های سخت و بازدارنده مواجه شود.

این نان نیست که باید نایاب شود؛

این فساد است که باید ناپدید شود.

  • نویسنده : سیدهادی شاطرموسوی
  • منبع خبر : اختصاصی توران