٢٧ اردیبهشت را روز ملی ارتباطات و روابطعمومی نامیدهاند، در چنین روزی «کارمندانِ» این حوزه به هم تبریک میگویند، مدیران، روابطعمومیهای خود را حلواحلوا میکنند، پیام تبریک صادر میکنند و در باب مَثَل قدیمی «روابطعمومی، پل بین مردم و دستگاههای خدمترسان» تفسیرها و تحلیلها ارائه میدهند؛ بدون اینکه حواسشان به تَرَکهای این پل قدیمی باشد.
روابطعمومیها دو کارکرد عمده دارند؛ اول اینکه باید تلاش دستگاه متبوع خود را به گوش مردم برسانند، و دوم اینکه باید خواستهها و نیازهای مردم را به مدیران بالادست خود انتقال دهند:
شکر خدا که کارکرد اول، در رسانهها، مطبوعات و حتی در شبکههای مجازی، برجسته و فعال است. روابطعمومی دستگاههای اجرایی استان از این نظر دائم با هم در رقابتاند و عملاً تبدیل به ماشین «گزارش عملکرد» تبدیل شدهاند. و در برخی روابط عمومی ها بازار رپورتاژ هم که کماکان داغ است و پرینت اخبار خشک و بیروح، به همراه انبوه فاکتورهای ممهور، در کارپردازیهای ادارات جولان میدهد.
اما هر قدر که کارکرد اول، فربه است، کارکرد دوم نحیف ماندهاست. خبرنگاری که برای یافتن سوال خود، شماره مسئولی را میگیرد، باید منتظر این جواب سربالا باشد که «با روابطعمومی هماهنگ شوید!» روابطعمومیهایی که از قبل به خوبی توجیه شدهاند، چطور خبرنگارجماعت را بپیچانند که کلاً فکر مصاحبه و مطالبه را از مخیله خود پاک کنند.

جریان آزاد اطلاعات به ویژه در دستگاههای دولتی، با موانع مختلفی روبه رو است و «پاسخگویی و روشنگری» در گیرودار بروکراسی اداری، غریب افتاده است. فضای ارتباطی بین مردم و دستگاههای اجرایی، به قدری در تنگنا است که برخی مسئولان، جوابدادن به تلفن چند دقیقهای یک خبرنگار را کسر شان خود میدانند. پاسخگویی «وظیفه» مسئولان اجرایی است اما همین وظیفه بدیهی در استان آذربایجانشرقی به «منت» تبدیل شدهاست.
در این میان، روابطعمومیها به جای اینکه حافظ منافع مردم باشند، ناگزیرند هوای مدیر بالادست خود را داشته باشند، در غیر این صورت باید موقعیت شغلی خود را در خطر ببینند.
جایگاه روابطعمومی در دستگاههای اجرایی، فرسنگها با شان و رسالت والای این نهاد فاصله دارد. نگاه خشک کارمندی، بر این حوزه چیره شده است. اغلب فعالان روابط عمومی با پایینترین سطح قراردادهای استخدامی مشغولبهکار میشوند تا به امید بهبود وضعیت شغلی خود، تا سالهای سال، فکر و ذکر خود را معطوف این کنند که مبادا رسانهها، سطری از انتقاد و گلهگذاری علیه سازمانشان، بر زبان بیاورند.
در چنین حالتی، چگونه میتوان از پل دوسویه روابطعمومی سخن گفت؟ چگونه میتوان به کارکرد این نهاد اصیل و مترقی امیدوار بود؟
مسیر یک طرفه روابطعمومی ممکن است در یک مدت محدود، فضای خبری را مساعد مدیران اجرایی کند، اما در طولانی مدت، قادر به مهار فساد و تخطی نخواهد بود.
روابطعمومی، در تعریف اصیل خود، چراغ راه یک اداره است که باید مسیر حرکت دستگاههایی اجرایی را روشن کند. آنجا که نور نباشد، امکان بروز هر فساد و خطایی ممکن خواهد بود.









Friday, 29 May , 2026