توران | سیدهادی شاطرموسوی: زمستان ۱۴۰۳ هم رسید و سهند، مثل همیشه، بهموقع لباس سپیدش را پوشید. در امتداد کوههایی که مه را به آغوش میکشند و برف را مهمان دامن خود میکنند، پیست اسکی سهند همچنان همان است که سالها بود: بالقوهای بزرگ، اما بالفعلِ کوچک.
مردم میآیند، از تبریز و شهرهای اطراف، با امید به یک روز سفید. با سختی از مسیر یخزده عبور میکنند، سرما را به جان میخرند، لیز میخورند، لبخند میزنند، عکس میگیرند و دوباره برمیگردند. ولی اینجا، نه گرمخانهای هست، نه سیستم حملونقل عمومیای، نه تلهسیژی که کار کند، نه خدماتی که بشود به کسی توصیهاش کرد.
این، تصویر واقعی یکی از مهمترین پیستهای زمستانی شمالغرب کشور است.
در این میان، سهم مسئولان استانی و ملی بیش از همه است؛ آنها که میتوانند و باید پیست سهند را به یک برند گردشگری تبدیل کنند، اما همچنان ترجیح میدهند با وعدههای بیسرانجام و طرحهایی که روی کاغذ میماند، روز را به شب برسانند.
گویی سهند، در نقشه توسعه آنان جایی ندارد یا شاید، بهقدر کافی “دیدنی” نیست.
اما اجازه دهید کمی فراتر نگاه کنیم. اگر این ظرفیت طبیعی در جغرافیای کشوری مانند امارات بود، چه میشد؟
کافی بود بخشی از کوههای سهند در دوبی یا شارجه باشد. همان را در قلب یک پروژه توریستی عظیم با برندسازی بینالمللی، تبدیل میکردند به پیست چهارفصل، با هتلهای کوهستانی، تلهکابین، بلیت آنلاین، کلاسهای آموزشی و جشنوارههای فصلی.
در حالی که ما هنوز درگیر این هستیم که “آیا امسال سرویس بهداشتی باز است یا نه؟”
مسئله، تنها توسعه یک پیست نیست؛ مسئله، نگاهیست که سرمایههای ملی را نمیبیند یا باور ندارد. انگار برخی از مدیران ما، همچنان با شک به ظرفیتهای داخلی نگاه میکنند و منتظرند تا یک گردشگر خارجی بیاید، تعریف کند و برود، تا تازه ما هم جدی بگیریم آنچه را که در حیاطخلوت خود داریم.
پیست اسکی سهند، فقط یک زمین پوشیده از برف نیست؛ نماد نوعی غفلت است. غفلتی که نه از نبود منابع ناشی میشود، بلکه از نبود اراده.
تا روزی که نگاهها گرمتر نشود، این ظرفیتِ سرد، همچنان در انجماد مدیریتی باقی خواهد ماند.
و ما؟
ما همچنان گزارش مینویسیم، مردم اسکی میروند، باد، ردشان را پاک میکند.
- نویسنده : سیدهادی شاطرموسوی
- منبع خبر : اختصاصی توران









Thursday, 28 May , 2026