توران | سیدهادی شاطرموسوی: انتشار خبر برکناری دکتر شهرام دبیری، معاون پارلمانی رئیس‌جمهور و پزشک شناخته‌شده، به دلیل سفری تفریحی به قطب جنوب، واکنش‌های گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای و اجتماعی کشور برانگیخت. روایتی از یک سفر که اگرچه با هزینه شخصی انجام شده، اما در جایگاه فردی با مسئولیت عمومی، حساسیت‌برانگیز شد. آنچه بیش از […]

توران | سیدهادی شاطرموسوی: انتشار خبر برکناری دکتر شهرام دبیری، معاون پارلمانی رئیس‌جمهور و پزشک شناخته‌شده، به دلیل سفری تفریحی به قطب جنوب، واکنش‌های گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای و اجتماعی کشور برانگیخت. روایتی از یک سفر که اگرچه با هزینه شخصی انجام شده، اما در جایگاه فردی با مسئولیت عمومی، حساسیت‌برانگیز شد. آنچه بیش از خود سفر مهم است، زمینه‌های اجتماعی و ساختاری شکل‌گیری چنین پدیده‌هایی است.

دکتر دبیری تنها یک نفر از جامعه بزرگ پزشکان این کشور است. پزشکی که سال‌ها در بیمارستان‌های دولتی و مراکز دانشگاهی فعالیت کرده و ظاهراً به پشتوانه توان علمی و اقتصادی خود چنین سفری را تدارک دیده است. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا او تنها کسی است که از میان پزشکان توان چنین سفرهایی را دارد؟ و اگر نه، چرا جامعه نسبت به سفر او حساس شده، اما نسبت به دیگران سکوت اختیار کرده است؟

بخشی از پاسخ را باید در انحصار دیرینه‌ای جست‌وجو کرد که بر نظام آموزش پزشکی کشور سایه افکنده است. ظرفیت پایین پذیرش در رشته‌های پزشکی، تقاضای بالا، و رقابت‌های نفس‌گیر، فضایی را پدید آورده که در نهایت به تمرکز فرصت‌های اقتصادی در دستان عده‌ای محدود ختم شده است. انحصار، ناگزیر درآمد بالا می‌آورد؛ درآمدی که گاهی از مرزهای عرفی فراتر می‌رود و فاصله‌ای معنادار میان پزشک و دیگر اقشار جامعه می‌سازد.

در چنین شرایطی، طبیعی است که برخی پزشکان، خود را سزاوار بهره‌مندی از سبک زندگی متفاوت بدانند. سفرهای خارجی، حضور در تورهای مجلل، و سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی فراتر از تخصص پزشکی، بخشی از همین سبک زندگی است. با این حال، وقتی همین افراد مسئولیتی در عرصه عمومی بر عهده دارند، مردم انتظار دیگری دارند. آن‌گاه حتی سفر شخصی هم تبدیل به مسئله‌ای عمومی می‌شود.

نکته اساسی اما در واکنش‌ها نهفته است. واکنشی که نباید شخص‌محور باشد، بلکه باید ساختارمحور باقی بماند. این رویداد فرصتی است برای نگاهی دوباره به ساختار تربیت و توزیع پزشکان، رابطه پزشک و جامعه، عدالت در درآمد، و سبک زندگی کارگزاران کشور. شفافیت در نحوه زیست نخبگان، نه برای محدود کردن آن‌ها، که برای بازسازی اعتماد عمومی ضروری است.

شاید بهتر باشد به جای آنکه بپرسیم چرا دکتر دبیری به قطب جنوب رفت، بپرسیم چرا تنها دکتر دبیری مورد توجه قرار گرفت؟ آیا آماری از سفرهای خارجی پزشکان در مراکز درمانی دولتی داریم؟ آیا در نظام سلامت ما، بین درآمد، مسئولیت و نوع زندگی، تناسب برقرار است؟ این‌ها پرسش‌هایی است که باید طرح و پیگیری شوند، تا قضاوت‌ها به راه‌حل بدل شوند و مسائل به فرصت برای بازاندیشی تبدیل گردند.

  • نویسنده : سیدهادی شاطرموسوی
  • منبع خبر : اختصاصی توران